چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
جان از پی آن باید تا عیش و طرب بیند
این شعر به توصیف جستوجوی عشق و زیباییهای عشق و عرفان پرداخته است. در آن بیان شده که برای دستیابی به معانی عمیق و لذتهای واقعی، انسان باید از ظواهر و علل بیرونی فراتر برود. عشق و تلاش برای وصال معشوق لازم است تا انسان به تجربه و درک عمیقتری دست یابد. شاعر همچنین به ارزشهای معنوی و روحی اشاره کرده و میگوید که در عشق و ارتباط با محبوب، حتی سختیها و مرارتها نیز ارزشی دارند، زیرا در نهایت به شناخت عمیقتری منجر خواهند شد. در نهایت، روزی میرسد که عاشق با وجود تمام دشواریها به وصال محبوب میرسد و لذتهای واقعی و عمیق زندگی را درک میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
جان از پی آن باید تا عیش و طرب بیند
سر از پی آن باید تا مست بتی باشد
پا از پی آن باید کز یار تعب بیند
عشق از پی آن باید تا سوی فلک پرد
عقل از پی آن باید تا علم و ادب بیند
بیرون سبب باشد اسرار و عجایبها
محجوب بود چشمی کو جمله سبب بیند
عاشق که به صد تهمت بدنام شود این سو
چون نوبت وصل آید صد نام و لقب بیند
ارزد که برای حج در ریگ و بیابانها
با شیر شتر سازد یغمای عرب بیند
بر سنگ سیه حاجی زان بوسه زند از دل
کز لعل لب یاری او لذت لب بیند
بر نقد سخن جانا هین سکه مزن دیگر
کان کس که طلب دارد او کان ذهب بیند