غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۰

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد

آواره عشق ما آواره نخواهد شد

۲

آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز

وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد

۳

آن را که منم منصب معزول کجا گردد

آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد

۴

آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز

وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد

۵

از اشک شود ساقی این دیده من لیکن

بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد

۶

بیمار شود عاشق اما بنمی میرد

ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد

۷

خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر

آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد

بازگشت به سروده‌های مولانا