ایا سر کرده از جانم! تو را خانه کجا باشد؟
الا ای ماه تابانم! تو را خانه کجا باشد؟
این شعر دربارهی عشق و longing شاعر نسبت به محبوبش است. شاعر از محبوب خود میپرسد که خانهاش کجاست و به این نکته اشاره میکند که در دلهای مشتاقان، مکان خاصی برای او وجود ندارد. او از ناپیدایی و حضور در دل افراد صحبت میکند و ابراز میکند که در جستجوی محبوب خود در جایجای دنیا، به نتیجهای نرسیده است. در نهایت، شاعر همچنان به عشق و دلتنگیاش ادامه میدهد و به دنبال نشانهای از محبوبش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ایا سر کرده از جانم! تو را خانه کجا باشد؟
الا ای ماه تابانم! تو را خانه کجا باشد؟
الا ای قادر قاهر! ز تن پنهان به دل ظاهر
زهی پیدای پنهانم تو را خانه کجا باشد؟
تو گویی خانهٔ خاقان بود دلهای مشتاقان
مرا دل نیست ای جانم! تو را خانه کجا باشد؟
بود مه سایه را دایه به مه چون میرسد سایه
بگو «ای مه! نمیدانم تو را خانه کجا باشد»
نشان ماه میدیدم به صد خانه بگردیدم
از این تفتیش برهانم تو را خانه کجا باشد؟