دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
این شعر به طور کلی به مفهوم جستجوی حقیقت و آگاهی اشاره دارد. شاعر توصیه میکند که باید در کنار کسانی بنشینیم که دلسوز و آگاهند و از دل خبر دارند. او به این نکته اشاره میکند که نباید به ظواهر و ظاهر چیزها تکیه کرد، چرا که در پشت هر چیز ممکن است واقعیتهای دیگری نهفته باشد. به عبارتی، باید از انتخابهای نادرست و گمراه کننده پرهیز کنیم و به دنبال چیزهایی باشیم که حقیقت و زیبایی را در خود دارند. همچنین، ارتباط عمیق با دل و درک عواطف و احساسات انسانها به عنوان عاملی برای دستیابی به آگاهی واقعی مطرح شده است. در نهایت، شاعر با زبان شاعرانهای به ما یادآوری میکند که زندگی عمیقتر از آن چیزی است که به چشم میآید و باید به درون خود و دیگران نگاهی عمیقتر داشته باشیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بر در نشاند او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین
که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمهٔ سوزن
اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد
چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش میدار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد