زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند
دشمن جان صد قمر بر در ما چه میکند
شاعر در این شعر به توصیف تأثیر عشق و زیبایی معشوق بر دل و جان اشاره دارد. او میسازد که عشق زهره چه تأثیر قوی بر درون او دارد و چطور هر کسی که به او نگاه کند، تحت تأثیر قرار میگیرد. شاعر در قالب پرسشهای مکرر از خود میپرسد که این جذبه و زیبایی چه میکند و چهگونه زندگی را تحت تأثیر قرار داده است. او از زیبایی و قدرت عشق میگوید و به واقعیتهای عاشقانه که در دنیا وجود دارد، اشاره میکند. در نهایت، با ذکر نام شمس دین تبریزی، بر اهمیت و عمق تجربیات عاشقانه تأکید میکند و مفهوم عشق را به صورت پیچیده و پر از شور و هیجان توصیف میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زهره عشق هر سحر بر در ما چه میکند
دشمن جان صد قمر بر در ما چه میکند
هر که بدید از او نظر باخبرست و بیخبر
او ملکست یا بشر بر در ما چه میکند
زیر جهان زبر شده آب مرا ز سر شده
سنگ از او گهر شده بر در ما چه میکند
ای بت شنگ پردهای گر تو نه فتنه کردهای
هر نفسی چنین حشر بر در ما چه میکند
گر نه که روز روشنی پیشه گرفته رهزنی
روز به روز و ره گذر بر در ما چه میکند
ور نه که دوش مست او آمد و درشکست او
پس به نشانه این کمر بر در ما چه میکند
گر نه جمال حسن او گرد برآرد از عدم
این همه گرد شور و شر بر در ما چه میکند
از تبریز شمس دین سوی که رای میکند
بحر چه موج زد گهر بر در ما چه میکند