سجده کنم پیشکش آن قد و بالا، چه شود؟
دیده کنم پیشکش آن دل بینا، چه شود؟
این شعر به نوعی ابراز عشق و شگفتی شاعر نسبت به یک معشوق است. شاعر از سجده و قربانی کردن خود در مقابل زیبایی معشوق سخن میگوید و میپرسد که در صورت انجام این کار چه پیش خواهد آمد. او همچنین به لذت نوشیدن شراب اشاره میکند و به این فکر میکند که اگر آن را بنوشد، چگونه آیندهاش تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. شاعر دلگانگی و غم خود را نیز بیان میکند و نشان میدهد که در حال حاضر نمیخواهد به غم فکر کند و فقط منتظر نتیجه آنچه خواهد شد، است. به طور کلی، این شعر لحظات عمیق احساسی و تأمل در زندگی و عشق را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سجده کنم پیشکش آن قد و بالا، چه شود؟
دیده کنم پیشکش آن دل بینا، چه شود؟
بادهٔ او را نخورم ور نخورم پس کِه خورد؟
گر بخورم نقد و نیندیشم فردا، چه شود؟
بادهٔ او همدل من، بام فلک منزل من
گر بگشایم پر خود، برپرم آن جا چه شود؟
دل نشناسم، چه بود؟ جان و بدن تا برود
غم نخورم، غم نخورم، غم نخورم تا چه شود؟