ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
آن مهی نی کو بود بالای چرخ
در این شعر، شاعر به زیباییهای آسمان و چرخش celestial bodies (اجسام سماوی) اشاره میکند و حالتی از شگفتی و عشق را نسبت به ماه، خورشید و ستارهها بیان میکند. او احساسات خود را با تصاویری از چرخش و زیبایی این اجسام آسمانی درهم میآمیزد و ارتباط بین آنها را از منظر عشق و جداافتادگی توصیف میکند. شاعر به رقص ستارگان اشاره میکند و زیباییهای ماه و نقش آن در آسمان را تجلیل میکند، در حالی که به فراق خورشید و حسرت ناشی از آن نیز توجه دارد. در پایان، نسبت بین ماه و تصویر آن در آسمان و دریا نیز به تصویر کشیده میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ماه دیدم شد مرا سودای چرخ
آن مهی نی کو بود بالای چرخ
تو ز چرخی با تو میگویم ز چرخ
ور نه این خورشید را چه جای چرخ
زهره را دیدم همیزد چنگ دوش
ای همه چون دوش ما شبهای چرخ
جان من با اختران آسمان
رقص رقصان گشته در پهنای چرخ
در فراق آفتاب جان ببین
از شفق پرخون شده سیمای چرخ
سر فروکن یک دمی از بام چرخ
تا زنم من چرخها در پای چرخ
سنگ از خورشید شد یاقوت و لعل
چشم از خورشید شد بینای چرخ
ماه خود بر آسمان دیگرست
عکس آن ماهست در دریای چرخ