یا راهبا انظر الی مصباح
متشعشعا و استغن عن اصباح
شاعر در این قطعه به ارزش و جمال شراب (راح) اشاره میکند. او معتقد است که این نوشیدنی به عقل و روح آرامش میبخشد و درخشش آن مانند نور خورشید است که ستارهها را میپوشاند. شاعر به روزگار جدیت و تلاش اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که افرادی که غرق در شوخی و بیپروایی هستند، اگرچه موقتاً خوشخوابند، اما در نهایت به هلاکت میرسند. عقل و زمان را نیز در این شعر به تصویر کشیده و روحی شگرف و روشن را به عنوان پادشاهی بزرگ معرفی میکند. او در پایان از شراب تبریز به عنوان نماد لذت و خوشی یاد میکند و دعوت به نوشیدن آن میکند. به طور کلی، پیام شعر ترویج لذت از سرزندگی و دوری از افسردگی و غم است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یا راهبا انظر الی مصباح
متشعشعا و استغن عن اصباح
انظر الی راح تناهی لطفه
و سبی النهی یا لطفها من راح
فالراح نسخ للعقول بنوره
کالشمس عزل للنجوم و ماح
الجد یسجد راحنا متخاضعا
و اعوذ من راح یزید مزاحی
اهل المزاح و اهل راحهالک
لا خیر فیهم مسکرا او صاحی
العقل مساح الزمان و اهله
فتجانبوا من عاقل مساح
الراح اجنحه لسکری انها
یجتازهم بحرا بلا ملاح
ذا الراح لا شرقیه غربیه
من دنه مسکیه نفاح
نسخ الهموم و لیس ذاک لغفله
زاد العقول و مدها بلقاح
فتحوا العیون بطیبه و نسیمه
سکروا به فاذا هم بملاح
صاروا سکاری نحو باب ملیکنا
ملک الملوک و روحهم کریاح
ملک البصیره شمس دین سیدی
ظلنا به ذی عزه مرتاح
هاتوا من التبریز من صهبائهم
من مازح متروق وشاح