همدست همه دستزنانم کردی
دو گوش کشان همچو کمانم کردی
در این ابیات شاعر به توصیف حال و وضعیت خود پرداخته است. او میگوید که چگونه با دستهمه به او آسیب زدهاند و او را تحت فشار قرار دادهاند. گوشهایش را مانند کمان میکشند و او را در هر شرایطی شبیه به نان که در دهان دیگران است، مورد استفاده قرار میدهند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که بهطور کلی او را به حالتی درآوردهاند که دیگر نمیتواند تغییر کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
همدست همه دستزنانم کردی
دو گوش کشان همچو کمانم کردی
خاییده به هر دهان چو نانم کردی
فیالجمله چنان شد که چنانم کردی