هر لحظه مها پیشِ خودم میخوانی
احوال همیپرسی و خود میدانی
شاعر در این ابیات از عشق و علاقه خود به معشوق سخن میگوید. او هر لحظه معشوق را به یاد دارد و از او احوالپرسی میکند. معشوق همچون سرو زیبایی است که در برابر او قرار دارد و شاعر احساساتش را به او منتقل میکند، در حالی که معشوق با آرامش به او گوش میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر لحظه مها پیشِ خودم میخوانی
احوال همیپرسی و خود میدانی
تو سروِ روانی و سخن، پیشِ تو باد
میگویم و سر به خیره میجنبانی