ای مبارک ز تو صبوح و صباح
ای مظفر فر از تو قلب و جناح
این شعر به ستایش معشوق و نوشیدن شراب از دستان او میپردازد. شاعر معشوق را مظهر خوشبویی و سرزندگی معرفی میکند و او را به عنوان منبع شادی و نشاط در زندگی میستايد. همچنین بر این نکته تاکید دارد که معشوق هرچه به دوستان و حریفانش میدهد، بدون انتظار پاداش و عوض است. در نهایت، شاعر به زیبایی و عظمت لحظه صبح اشاره میکند که سرآغاز تازهای برای زندگی و لذتهای آن است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای مبارک ز تو صبوح و صباح
ای مظفر فر از تو قلب و جناح
ای شراب طهور از کف حور
بر حریفان مجلس تو مباح
ای گشاده هزار در بر ما
وی بداده به دست ما مفتاح
وانمودی هر آنچ میگویند
مؤذنان صبح فالق الاصباح
هرچ دادی عوض نمیخواهی
گرچه گفتند السماح رباح