وقف است مرا عمر در این مشتاقی
احسنت زهی طراوت و رواقی
شاعر در این ابیات به عشق و انتظارش اشاره میکند. او میگوید که زندگیاش در این دلباختگی وقف شده و از زیباییها و طراوت آن خوشحال است. همچنین بیان میکند که تا معشوق در کنارش نباشد، دستافشانی نمیکند و شراب نمینوشد، به این معنا که تمام لذتها و شادیهایش وابسته به حضور معشوق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
وقف است مرا عمر در این مشتاقی
احسنت زهی طراوت و رواقی
من کف نزنم تا تو نباشی مطرب
من می نخورم تا تو نباشی ساقی