من جان تو نیستم مگو جان غلطی
من جان جنیدستم و سری سقطی
این شعر به واژهها و معانی عمیق نسبت به زندگی و هویت اشاره دارد. شاعر به صراحت بیان میکند که او "جان" نیست و به نوعی خود را از دیگران متمایز میکند. او به موضوع شناخت و تفاوت میان سقطی (ناپختگی) و سخطی (غلط) پرداخته و به این نکته توجه میکند که درک عمیقتری از معانی و مقاصد زندگی لازم است. به نوعی، او از سادگی و ناآگاهی دیگران انتقاد میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من جان تو نیستم مگو جان غلطی
من جان جنیدستم و سری سقطی
کی باشم جان هر خری کوردلی
کو باز نداند سقطی از سخطی