من پیر فنا بدم جوانم کردی
من مرده بدم ز زندگانم کردی
شاعر در این ابیات درباره تغییرات عمیق ناشی از عشق صحبت میکند. او از حالتی که در آن احساس پیر شدن و مردن میکرد، به حالت جوانی و حیات دوباره رسیده است. همچنین، او از ترس خود در گم شدن در مسیر عشق میگوید، اما حالا با راهنمایی عشق، دیگر نگران گم شدن نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من پیر فنا بدم جوانم کردی
من مرده بدم ز زندگانم کردی
میترسیدم که گم شوم در ره تو
اکنون نشوم گم که نشانم کردی