من بیدلم ای نگار و تو دلداری
شاید که بهر سخن ز من نازاری
در این شعر، گوینده به معشوقش میگوید که او بیدل است و معشوق دلداری میدهد. به نظر میرسد که شاید معشوق از سخنان او خسته شده باشد. او از معشوق میخواهد که اگر دلش را ربوده، آن را به او بازگرداند و یا اینکه محبتش را از بیدلی او بردارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من بیدلم ای نگار و تو دلداری
شاید که بهر سخن ز من نازاری
یا آن دل من که بردهای بازدهی
یا هر چه کنم ز بیدلی برداری