من با تو چنین سوخته خرمن تا کی
وز ما تو چنین کشیده دامن تا کی
شاعر در این شعر از درد و رنجی که به خاطر عشقش کشیده سخن میگوید و به معشوقهاش مینویسد که تا کی باید این چنین در عذاب و سوختن بماند. او همچنین از بیتوجهی معشوق و خوشحالی او در دوری از خود گلایه میکند و به این موضوع میپردازد که این وضع تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و به نفع دشمنانش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من با تو چنین سوخته خرمن تا کی
وز ما تو چنین کشیده دامن تا کی
این کار به کام دشمنانم تا چند
من در غم تو، تو فارغ از من تا کی