ای ز بگه خاسته سر مست مست
مست شرابی و شراب الست
این شعر به عشق و مستی اشاره دارد. شاعر از عشق به عنوان جامی میگوید که فرد را به سرمستی میبرد و این احساس را با زیباییهای معشوق توصیف میکند. عشق در این شعر به یک راز تبدیل میشود که به تدریج فاش میشود و نشاندهنده خستگی و تسلیم شاعر در برابر این عشق است. به طور کلی، شعر به تصویر کشیدن عمق احساسات و تجربیات عاشقانه میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای ز بگه خاسته سر مست مست
مست شرابی و شراب الست
عشق رسانید تو را همچو جام
از بر ما تا بر خود دست دست
بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جست جست
هر گهری کان ز خزینه خداست
در دو لب لعل تو آن هست هست
فاش شد این عشق تو بیقصد ما
بند بدرید ز دل جست جست
فاش شد آن راز که در نیم شب
زیر زبان گفته بدم پست پست
کرم خورد چوب و بروید ز چوب
عشق ز من رست و مرا خست خست