ماه آمد پیش او که تو جان منی
گفتش که تو کمترین غلامان منی
در این ابیات، ماه به محبوب میگوید که تو جان منی و محبوب در پاسخ میگوید که تو کمترین غلامان من هستی. با وجود اینکه محبوب در جمعی خود را بزرگ میداند، در دلش آرزو دارد که بگوید تو همان منی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ماه آمد پیش او که تو جان منی
گفتش که تو کمترین غلامان منی
هر چند بدان جمع تکبر میکرد
میداشت طمع که گویمش آن منی