گفتند که هست یار را شور وشری
گفتم که دوم بار بگو خوش خبری
در این شعر، شاعر به گفتگو دربارهی عشق و زیبایی میپردازد. ابتدا به شنوندهای میگوید که از شور و شگفتی یار سخن بگوید، و پاسخ میشنود که یار چهرهای ترش دارد. شاعر سپس به او اشاره میکند که این نظر نادرست است و زیبایی یار را به چاشنی شیرینی تشبیه میکند، که به نوعی نشاندهندهی کژی در قضاوت دربارهٔ زیباییهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتند که هست یار را شور وشری
گفتم که دوم بار بگو خوش خبری
گفتا ترش است روی خوبش قدری
گفتم که زهی تهمت کژ بر شکری