گفتم چونی مها خوشی محزونی
گفتا مه را کسی نپرسد چونی
در این بیت، شاعر از یک شخص دیگر میپرسد که حالش چطور است و او پاسخ میدهد که هیچکس حال او را نمیپرسد. او احساس تنهایی و غم دارد، در حالی که زیبایی و لطافت او هنوز مشهود است. عاشقانه و غمگین، او در زندگی خود مانند ماهی است که همیشه زیبا و تابان است، اما در دل خود محزون و تنهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم چونی مها خوشی محزونی
گفتا مه را کسی نپرسد چونی
چون باشد طلعت مه گردونی
تابان و لطیف و خوبی و موزونی