گفتم صنمی شدی که جان را وطنی
گفتا که حدیث جان مکن گر ز منی
در این بیت، گوینده به محبوب خود اشاره میکند که تو چون خانهای برای جان من شدهای. محبوب پاسخ میدهد که نگو از جان، مگر زمانی که مربوط به من باشد. گوینده سپس میپرسد که با چه حجت و دلیلی عشق را زخمی میکنی، و محبوب پاسخ میدهد که هنوز عاشق خود هستی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم صنمی شدی که جان را وطنی
گفتا که حدیث جان مکن گر ز منی
گفتم که به تیغ حجتم چند زنی
گفتا که هنوز عاشق خویشتنی