گر من مستم ز روی بدکرداری
ای خواجه برو تو عاقل و هشیاری
در این شعر، شاعر به شخصی میگوید که اگر من به خاطر بدکرداری مست هستم، تو که عاقل و هشیاری، چرا به طاعت و عبادت خود مغروری؟ این دنیا آنطور که فکر میکنی نیست و طاعت تو بهتنهایی کافی نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر من مستم ز روی بدکرداری
ای خواجه برو تو عاقل و هشیاری
تو غره به طاعتی و طاعت داری
این آن سر پل نیست که میپنداری