گر عقل به کوی دوست رهبر نبدی
روی عاشق چنین مزعفر نبدی
این شعر به بیان عشق و longing (عاشقانه) میپردازد. شاعر میگوید اگر عقل در جستجوی دوست نباشد، هرگز عاشق چنین زیبا و شیدا نخواهد شد. همچنین، اگر کسی در غم زیبایی (گوهر) خود نباشد، هرگز در عشق لب نمیگشاید و دلی شاد نخواهد داشت. به طور کلی، شاعر بر اهمیت عشق و نقش آن در زندگی تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر عقل به کوی دوست رهبر نبدی
روی عاشق چنین مزعفر نبدی
گر آنکه صدف را غم گوهر نبدی
بگشاده لب و عاشق و مضطر نبدی