گر عاشق زار روی تو نیستمی
چندان به در سرای تو نه ایستمی
در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق صحبت میکند. او بیان میکند که اگر به دیدن محبوبش نیاید و در کنار او نماند، عشق و وجود خود را نیز از دست میدهد. به نوعی، شاعر نشان میدهد که عشقش به معشوق باعث میشود که هیچگونه زندگی و پیوندی بدون او برایش معنادار نباشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر عاشق زار روی تو نیستمی
چندان به در سرای تو نه ایستمی
گفتی که مایست بردرم خیز برو
ای دوست اگر نه ایستمی نیستمی