گر درد دلم به نقش پیدا بودی
هر ذره ز غم سیاه سیما بودی
در این اشعار، شاعر از عمق درد و غم خود سخن میگوید و بیان میکند که اگر احساساتش به وضوح نشان داده میشد، هر ذره از غمش شبیه به سیاهی صورتش میبود. اگر راهی به سمت ارزش والایش (گوهر) وجود داشت، هر قطره از اشکهایش همچون دریا غمگین و پر جوش و خروش بود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر درد دلم به نقش پیدا بودی
هر ذره ز غم سیاه سیما بودی
ور راه به سوی گوهر ما بودی
هر قطره ز جوش همچو دریا بودی