غمهای مرا همه بناغم داری
واندر غم خود همچو بناغم داری
در این ابیات شاعر از غم های خود صحبت میکند و به نظر میرسد که احساس میکند دیگران هم غمهایی دارند. او به این فکر میکند که چرا دیگران غم دارند و نکند روزی دیگر در کنار او نباشند. در واقع، این شعر بیانگر نگرانی شاعر درباره وجود و احساسات دیگران و وابستگیهای عاطفی اوست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
غمهای مرا همه بناغم داری
واندر غم خود همچو بناغم داری
گویی که تراام و چرا غم داری
ترسم که نباشی و چراغم داری