عاشق شوی ای دل و ز جان اندیشی
دزدی کنی و ز پاسبان اندیشی
این شعر به احساس عشق و تضادهای آن پرداخته است. شاعر به دل خود میگوید که در عشق غرق شود، اما در عین حال به عواقب و نظارتهای اطرافش نیز فکر کند. او از عشق به عنوان یک ادعای بیمعنا یاد میکند که با نگرانی از حرفهای دیگران همراه است. در کل، این شعر به کنکاش در عمق عشق و تأثیرات آن بر روی فرد اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عاشق شوی ای دل و ز جان اندیشی
دزدی کنی و ز پاسبان اندیشی
دعوی محبت کنی ای بیمعنی
وانگه ز زبان این و آن اندیشی