صد روز دراز گر به هم پیوندی
جان را نشود از این فغان خرسندی
شاعر در این ابیات به بیمعنایی و ناکافی بودن زندگی در کنار رنج و درد اشاره میکند. اگرچه ممکن است انسانها به هم پیوسته باشند، اما بدون رضایت و خوشحالی در دل، هیچ لذتی از زندگی نمیبرند. شاعر خطاب به کسی که به این گفتهها میخندد، میگوید که هنوز به درک عمیق این موضوع نرسیده و در حقیقت خود را به جنون عشق نرسانده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صد روز دراز گر به هم پیوندی
جان را نشود از این فغان خرسندی
ای آن که به این حدیث ما میخندی
مجنون نشدی هنوز دانشمندی