رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۸۹۷

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شب رفت و دلت نگشت سیر، ای ایچی

دست تو اگر نگیرد آن مه هیچی

۲

خفتند حریفان همه چاره‌ات اینست

کاندر می لعل و در سر خود پیچی

بازگشت به سروده‌های مولانا