زاهد که نبرد هیچ سود ای ساقی
آن زهد نبود مینمود ای ساقی
در این شعر، شاعر به زاهدی اشاره میکند که خود را از لذتها دور کرده اما در حقیقت از این دوری سودی نمیبرد. او از ساقی میخواهد که به شکل مردانهتری به زندگی نگاه کند و از زهدی که به آن چنگ میزند، کنارهگیری کند، زیرا در اصل هر آنچه هست در ازل وجود داشته و محدودیتهای خودساخته بیفایدهاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زاهد که نبرد هیچ سود ای ساقی
آن زهد نبود مینمود ای ساقی
مردانه درآ مرو تو زود ای ساقی
کاندر ازل آنچه هست بود ای ساقی