زاهد بودم ترانهگویم کردی
سرفتنهٔ بزم و بادهخویم کردی
در این ابیات، شاعر از تجربههای خودش صحبت میکند. او در ابتدا شخصی زاهد و دارای وقار بوده، اما با ورود عشق یا باده، به دنیای شادی و خوشی کشیده شده و حالا به بازیچهای تبدیل شده که دیگران از او استفاده میکنند. این تغییر حال و شخصیت نشاندهندهٔ تضاد میان زهد و لذت است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زاهد بودم ترانهگویم کردی
سرفتنهٔ بزم و بادهخویم کردی
سجادهنشین باوقاری بودم
بازیچهٔ کودکان کویم کردی