دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی
امشب به دغل به هر سویی میافتی
در این ابیات شاعر از احساس ترک و غم ناشی از جدایی صحبت میکند. او به محبوبش اشاره میکند که او را به حال خود رها کرده و اکنون در خواب خوشی است، در حالی که او به یاد وعدههایی است که در زمان مستی و عشق داده بودند. شاعر از او میخواهد تا از عشق و قولهایی که داده یاد کند و به گذشته برگردد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی
امشب به دغل به هر سویی میافتی
گفتم که مرا تا به قیامت جفتی
گو آن سخنی که وقت مستی گفتی