چون شب بر من زنان و گویان آئی
در نیم شبی صبح طرب بنمائی
در این ابیات، شاعر به توصیف زیبایی شب و تأثیر آن بر احساساتش میپردازد. او انتظار دارد که شب با زیباییهایش، لحظهای طربآور و دلنشین را به او هدیه دهد. همچنین، زلف شب را به گرههایی تشبیه میکند که با شروع صبح باز میشوند و چشمان محبوبش را به عنوان نمادی از زیبایی و بیهمتایی میبیند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون شب بر من زنان و گویان آئی
در نیم شبی صبح طرب بنمائی
زلف شب را گره گره بگشائی
چشمت مرسا که سخت بیهمتائی