چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی
گر دلبندی هزار خون کردستی
در این ابیات شاعر به درد و عذاب عشق اشاره میکند. میگوید اگر چشم تو به خاطر لذتهای عشق بسوزد، این طبیعی است. حتی اگر معشوق هزاران دل را به درد آورد، باز هم دلش از پای میافتد و هیچ راه نجاتی ندارد، زیرا از دستان کسی که خود را رها نمیکند، قید و بند عشق باقی میماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی
گر دلبندی هزار خون کردستی
از پای درآمد دل و دل پای نداشت
از دست کسی که او ندارد رستی