جانم دارد ز عشق جانافزائی
از سوداها لطیفتر سودائی
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و سرگردانی میپردازد. شاعر از عشق و شور و شوقی که دارد سخن میگوید و بیان میکند که روحش از عشق زنده و پرانرژی شده است. او همچنین از وضعیت آوارهگی و عدم ثبات در زندگیاش صحبت میکند، که هر روز در یک مکان و هر شب در جایی دیگر میگذرد. این احساس عدم آرامش به خاطر عشق مشهود است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جانم دارد ز عشق جانافزائی
از سوداها لطیفتر سودائی
وز شهر تنم چو لولیان آواره است
هر روز به منزلی و هر شب جائی