جان بگریزد اگر ز جان بگریزی
وز دل بگریزم ار از آن بگریزی
در این شعر، شاعر به مسأله تعهد و جدایی اشاره میکند. میگوید اگر کسی از جان خود فرار کند، باید از دل نیز بگریزد. او از عشق و وابستگی صحبت میکند و بیان میکند که عشق (تیری) و عاشق (کمان) دائما به هم پیوستهاند و تعجبی ندارد که اگر تیر از کمان بگریزد. به نوعی، شاعر از دشواریهای جدایی و پیوند عاطفی سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جان بگریزد اگر ز جان بگریزی
وز دل بگریزم ار از آن بگریزی
تو تیری و ما همچو کمانیم هنوز
تیری چه عجب گر ز کمان بگریزی