تو سیر شدی من نشدم زین مستی
من نیست شدم تو آنچه هستی هستی
در این شعر، گوینده از وضعیت خود و دیگری صحبت میکند. او میگوید که در حالی که دیگری به خوشی و سرخوشی رسیده است، او خود همچنان در حال گرسنگی و نیاز است. او همچنین اشاره میکند که تغییرات طبیعی و شرایط زندگی مانند آب و سنگ همواره در حال تغییرند و هر چیزی را به سمت پستی و بلندی میبرد. این شعر به نوعی به مقایسه میان حالتهای انسانی و روندهای طبیعی میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تو سیر شدی من نشدم زین مستی
من نیست شدم تو آنچه هستی هستی
تا آب ز نا و آسیا میریزد
میگردد سنگ و میزخد در پستی