غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۴

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خیز که امروز جهان آن ماست

جان و جهان ساقی و مهمان ماست

۲

در دل و در دیده دیو و پری

دبدبه فر سلیمان ماست

۳

رستم دستان و هزاران چو او

بنده و بازیچه دستان ماست

۴

بس نبود مصر مرا این شرف

این که شهش یوسف کنعان ماست

۵

خیز که فرمان ده جان و جهان

از کرم امروز به فرمان ماست

۶

زهره و مه دف زن شادی ماست

بلبل جان مست گلستان ماست

۷

کاسه ارزاق پیاپی شده‌ست

کیسه اقبال حرمدان ماست

۸

شاه شهی بخش طرب ساز ماست

یار پری روی پری خوان ماست

۹

آن ملک مفخر چوگان و گوی

شکر که امروز به میدان ماست

۱۰

آن ملک مملکت جان و دل

در دل و در جان پریشان ماست

۱۱

کیست در آن گوشه‌ی دل تن زده

پیش کشش کو شکرستان ماست

۱۲

خازن رضوان که مه جنت‌ست

مست رضای دل رضوان ماست

۱۳

شور درافکنده و پنهان شده

او نمک عمر و نمکدان ماست

۱۴

گوشه گرفتست و جهان مست اوست

او خضر و چشمه حیوان ماست

۱۵

چون نمک دیگ و چو جان در بدن

از همه ظاهرتر و پنهان ماست

۱۶

نیست نماینده و خود جمله اوست

خود همه ماییم چو او آن ماست

۱۷

بیش مگو حجت و برهان که عشق

در خمشی حجت و برهان ماست

بازگشت به سروده‌های مولانا