بر ظلمت شب خیمهٔ مهتاب زدی
میخفت خرد بر رخ او آب زدی
شاعر در این ابیات به زیبایی شب و خنکای مهتاب اشاره میکند. او میگوید که خُرد (یا عقل) در خواب است و بر چهرهاش آب میزند. همچنین، به وعده آرامشی شبیه به خواب خرگوشی اشاره میکند و از درد فراق و جدایی میگوید که به مانند تیزی یک شمشیر به خوابش ضربه میزند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر ظلمت شب خیمهٔ مهتاب زدی
میخفت خرد بر رخ او آب زدی
دادی همه را به وعده خواب خرگوشی
وز تیغ فراق گردن خواب زدی