با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بیخبری
شاعر در این شعر به گلزار میرود و ناخواسته به گلها نگاه میکند. معشوق به او میگوید که چرا به گلها خیره شده و از زیبایی خود غافل است. این شعر به نوعی به غفلت انسان از حقیقت و زیباییهای واقعی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بیخبری
دلدار به من گفت که شرمت بادا
رخسار من اینجا و تو بر گل نگری