با دل گفتم که ای دل از نادانی
محروم ز خدمت شدهای میدانی
در این شعر، گوینده با دل خود صحبت میکند و از آن میخواهد که از نادانیاش آگاه باشد و به خدمت خود بپردازد. دل پاسخ میدهد که سخن نادرست میزنی و در واقع، او نیاز به خدمت دارد و این گوینده است که در سردرگمی قرار دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با دل گفتم که ای دل از نادانی
محروم ز خدمت شدهای میدانی
دل گفت مرا سخن غلط میرانی
من لازم خدمتم تو سرگردانی