ای گوی زنخ زلف چو چوگان داری
ابروی کمان و تیر مژگان داری
غزل به توصیف زیباییهای ظاهری معشوق میپردازد. شاعر از زلفهای او که مانند گوی رنگین است، ابرویی مثل کمان و مژگانی همچون تیر صحبت میکند. او معشوق را با چهرهای چون خورشید و مانندی چون ماه توصیف میکند و لبهایش را میگوید که میگون هستند و چشمانش را مانند شراب مستان ذکر میکند. در کل، این شعر زنده و دلربا بر زیباییهای معشوق تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای گوی زنخ زلف چو چوگان داری
ابروی کمان و تیر مژگان داری
خورشید جبین و چهرهٔ همچون ماه
می گون لبی و چشم چو مستان داری