صوفیان آمدند از چپ و راست
در به در کو به کو که باده کجاست
در این شعر، صوفیان که به جستجوی باده و مستی هستند، به هر سو میروند. آنها میگویند که باده مورد علاقهشان از خم خدا است و این مستی در هر مذهبی حلال و مجاز است. شاعر به زاهدان توصیه میکند که توبه را بشکنند، زیرا در چنین مجلسی، توبه از خطا دیگر معنایی ندارد. عشق و محبت را ترجیح میدهد و میگوید که عاشقان واقعی از دید مردم غافلاند و در غم و شادابی خود به راحتر میگذرانند. در نهایت، اشاره دارد به اینکه آشنایان در دریا غرق شدهاند و دیگر نزدیکی به زندگی را فراموش کردهاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صوفیان آمدند از چپ و راست
در به در کو به کو که باده کجاست
در صوفی دلست و کویش جان
باده صوفیان ز خم خداست
سر خم را گشاد ساقی و گفت
الصلا هر کسی که عاشق ماست
این چنین باده و چنین مستی
در همه مذهبی حلال و رواست
توبه بشکن که در چنین مجلس
از خطا توبه صد هزار خطاست
چون شکستی تو زاهدان را نیز
الصلا زن که روز روز صلاست
مردمت گر ز چشم خویش انداخت
مردم چشم عاشقانت جاست
گر برفت آب روی کمتر غم
جای عاشق برون آب و هواست
آشنایان اگر ز ما گشتند
غرقه را آشنا در آن دریاست