ای ساقی جان که سرده ایامی
آرام دل خستهٔ بیآرامی
در این شعر، شاعر به ساقی (مجرمی که شراب میریزد) خطاب میکند و از او میخواهد که با مهربانی و نوازش به دل خستهاش آرامش بدهد. او به این نکته اشاره دارد که امروز همه مستان مست و شاداب هستند، اما در نهایت نگران این است که شاید این خوشیها به نام بدی به پایان برسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای ساقی جان که سرده ایامی
آرام دل خستهٔ بیآرامی
مستان تو امروز همه مخمورند
آخر به تو بازگردد این بدنامی