ای دیده تو از گریه زبون مینشوی
ای دل تو این واقعه خون مینشوی
در این شعر، شاعر به درد و رنج خود اشاره میکند و از دل و دیدهاش میخواهد که از گریه و اندوه خالی نشوند. او با بیان اینکه جانش به لب رسیده، به احساساتی عمیق و ناامیدی اشاره میکند و در نهایت به این نکته میپردازد که حتی در این شرایط سخت، هنوز یک نقطه امید و شادی وجود دارد که نمیتواند از دلش برود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دیده تو از گریه زبون مینشوی
ای دل تو این واقعه خون مینشوی
ای جان چو به لب رسیدی از قالب من
آخر بچه خوشدلی برون مینشوی