ای دوست ز من طمع مکن غمخواری
جز مستی و جز شنگی و جز خماری
در این بیت، شاعر از دوستی میخواهد که نسبت به او طمع نداشته باشد و ادعا میکند که جز شادی و بیخبری، چیزی دیگر ندارد. او به این نکته اشاره میکند که خداوند او را برای این زندگی به دنیا آورده و در واقع، او دشمن عقل و هشیاری است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دوست ز من طمع مکن غمخواری
جز مستی و جز شنگی و جز خماری
ما را چو خدا برای این آوردست
خصم خردیم و دشمن هشیاری