ای دوست ترا رسد اگر ناز کنی
ناساز شوی باز دمی ساز کنی
در این شعر، شاعر از دوستش میخواهد که اگر ناز و ناسازگاری میکند، حداقل دمی با او سازش کند. او از این میترسد که دوستش در حق او جفا کند و با تدبیر بد، بهانهای برای ناراحتی آغاز کند. به نوعی، شاعر از دوستش میخواهد که در ارتباطشان در نظر داشته باشد و به مشکلات دامن نزند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دوست ترا رسد اگر ناز کنی
ناساز شوی باز دمی ساز کنی
زان میترسم در جفا باز کنی
مکر اندیشی بهانه آغاز کنی