اگر مر تو را صلح آهنگ نیست
مرا با تو ای جان سر جنگ نیست
در این شعر، شاعر به موضوع صلح و جنگ میپردازد و بیان میکند که اگر طرف مقابل تمایلی به صلح ندارد، خود او هم جنگ نمیخواهد. او به این نکته اشاره میکند که در دنیا هم جنگ و هم صلح وجود دارد و این دو مقوله جدا از یکدیگر نیستند. شاعر همچنین تأکید میکند که آب و آتش نیز برادر یکدیگرند و هر دو از یک اصل خارج نشدهاند. در نهایت، شاعر به عقل خود اشاره میکند که به او میگوید در برابر خودخواهیها و ننگها باید سکوت کند، زیرا در نهایت این فخر نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر مر تو را صلح آهنگ نیست
مرا با تو ای جان سر جنگ نیست
تو در جنگ آیی روم من به صلح
خدای جهان را جهان تنگ نیست
جهانیست جنگ و جهانیست صلح
جهان معانی به فرسنگ نیست
هم آب و هم آتش برادر بدند
ببین اصل هر دو به جز سنگ نیست
که بی این دو عالم ندارد نظام
اگر روم خوبست بیزنگ نیست
مرا عقل صد بار پیغام داد
خمش کن که فخرست آن ننگ نیست