ای داده مرا چو عشق خود بیداری
وین شمع میان این جهان تاری
در این شعر، شاعر از عشق خود به بیداری و روشنایی صحبت میکند. او خود را به عنوان چنگی معرفی میکند که به فعالیت نیاز دارد و از معشوق میخواهد که در او زخمهایی بزند تا احساساتش را بیدار کند. او در نهایت به ناامیدی و گلایه میرسد و میپرسد که تا چه زمانی باید زاری کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای داده مرا چو عشق خود بیداری
وین شمع میان این جهان تاری
من چنگم و تو زخمه فرو نگذاری
وانگه گوئی بس است تا کی زاری