ای خواجه چرا بیپر و بالم کردی
بر بوی ثواب در وبالم کردی
در این شعر، گوینده از خواجه میپرسد که چرا او را بدون حمایت و یاری رها کرده است. گوینده احساس میکند که خواجه به او ظلم کرده و در حالی که چیزی از او ندزدیده، به خاطر جرم فرضیاش مورد عذاب قرار گرفته است. این شعر بیانگر احساس بیپناهی و نارضایتی از بیعدالتی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای خواجه چرا بیپر و بالم کردی
بر بوی ثواب در وبالم کردی
از توبرهٔ تو جو ندزدیدم من
از بهر چه جرم در جوالم کردی